وقتی صدایت میزنم چیزی در من میشکند شاید یک بغض یا یک آهنگ قدیمی. برای منی که با انزوا شدم صمیمی شاید سکوتی هزار ساله نمیدانم . وقتی صدایت میزنم شاید این خودم هستم که میشکنم شاید گرمای تابستانی روح تو آب میکند انجماد مرا وقتی صدایت میزنم ذهن آشفتهو قلب با خود در آمیخته مرا به میهمانی سکوت دعوت میکنند و چیزی درون من میجنگد سکوت قدیمی را وقتی صدایت میزنم هزاران من به فریاد در می آیند تا تو بشنوی فریاد را وقتی صدایت میزنم چیزی در من میشکند. صدایت ,میزنم ,شاید ,چیزی ,وقتی صدایت ,صدایت میزنم ,میزنم چیزی ,وقتی صدایت میزنم منبع
درباره این سایت